| یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 - [1:6] | مهارت های حل اختلاف خانوادگی |
چند مهارت حل اختلاف خانوادگي
باوجود همدلي، همفكري، يگانگي و فضاي مهر و محبت در خانواده، گاهي اختلاف میان دو نفر كه باهم زندگی می کنند امر خيلي غير عادي نيست چون طرز فکر افراد در برخي موارد باهم متفاوت خواهد بود. براي نزديك نمودن سطح ديدگاه برخي مهارت هاي ساده وجود دارد كه توجه به آنها ميتواند گلهاي گلستان زندگي هميشه شكوفا باشد و رنگ كدورتها از سفره زندگي قشنگ زوجها براي هميشه از بين برود. اين روشها عبارتند از:
مهارت شناخت همسر
به دليل ويژگيهاي خاص دوره جواني، از جمله جاذبه هاي طبيعي، نياز داشتن به همديگر، و ارضاي غرايز جنسي، عاطفي و هيجاني؛ پيوند عاشقانه بين دختر و پسر به آساني شكل ميگيرد، عشق سبب ميشود كه زوجين ايثارگرانه نسبت به همديگر قدم به پيش بگذارد.اما نكته مهم اين است كه كوتاه كردن مسير شكل گيري عشق و سرعت شكل گيري آن، موجب ميشود كه برخي مسائل مهم ناديده گرفته شود به همين دليل در جامعه شاهد اختلافات عاشقاني هستيم كه تا ديروز براي همديگر فدا ميشدند و امروز سايه همديگر را با تير خلاص ميزنند، و بدين ترتيب خانواده نوپا را تا مرز خطر از همپاشيدگي سوق ميدهند، بدين جهت دقت كنيم كه پيش از انتخاب نمودن و عاشق شدن، گزينه مورد نظر را خوب بشناسيم بعد تيك مثبت بزنيم، اگر گزينه مورد نظر ويژگيهاي چون هم شأن بودن، اصالت خانوادگي، تدين و تعهد اخلاقي، مسئوليت پذيري، و بلوغ عقلي، اجتماعي و شناختي را ندارد گزينش نكنيم. بنابر اين براي اينكه در مراحل بعدي دچار اختلاف شديد نشويم ضروري است درانتخاب شريك زندگي دقت نماييم.
مهارت هاي ارتباطي را بياموزيم.
چگونه با همسر و فرزندان خود ارتباط برقرار میکنیم؟ به لحن صدا ، نوع کلمات و رفتار خودمان در موقع برقراری ارتباط با آنها دقت کردهایم؟ حرف مثبت، سخن زيبا، ديدن ويژگيهاي خوب همسر و توصيف آنان در شكل گيري شخصيت و اعتماد به نفس خانواده و استحكام آن بسيار مؤثر است. شايد برخي از ما عادت كرده است كه در برابر صفات و رفتارهاي عالي ديگران با حالت بي اعتنايي و يا سكوت، ناديده مي انگاريم در حالي توجه نداريم كه بي توجهي به خوبيها اولا سبب كم ارزش دانستن آن تلقي خواهد شد و ثانيا موجب خودپنداره منفي در افراد ميشود. در حالت عادي مي توانيم به جاي ديدن ضعفها، قوتها و تواناييها را ببينيم. و در زماني ناراحت و عصباني هستيم با آرامش سخن گفتن، و كلمات را سنجيده بيان كردن، هرچند سخت است اما براي زندگي بهتر به اين دو مهارت نياز داريم. و با تمرين قابل اعمال است.
مهارت احترام گذاشتن به همديگر
مچ شدن خودماني بودن به معناي توجه نكردن به حرمت و شخصيت نيست بلكه به معناي احترام كردن متقابل به همديگر است. در سايه زندگي مشترك، شناخت عميق تري پيدا ميكنيم و نوع نگاه صميمانه تري نسبت به همسر و فرزندان شكل ميگيرد. در اين موقعيتها با حفظ احترام متقابل مهارتي را به كار ميگيريم كه در مسير حل مشكلات كمك خواهد نمود. احترام گذاشتن به افراد خانواده در واقع مخالف تحقير نمودن و توهين كردن است، توهين و تحقير كردن بدترين سمي است كه ستون فقرات استحكام خانواده را شكننده ميكند.
مهارت مسئولیت پذیري
چقدر به مسئوليتهاي مان به عنوان همسر، پدر، مادر آگاهي داريم؟ آيا مسئوليت يك پدر تنها تأمين نيازهاي جسمي فرزندان است؟ آيا مسئوليت همسر تنها تهيه وسائل آسايش بدني خانواده است؟ آيا وظيفه مادر تنها مراقبت، نگهداري و تغذيه اطفال است؟ به نظر ميرسد بطور كلي علاوه بر اينكه تأمين نيازهاي جسماني خانواده، وظيفه زوجين است، تربيت كودكان، تأمين نيازهاي رواني، عاطفي،شناختي، اجتماعي، هنري، اخلاقي، و ديني هم از وظايف خانواده است.بنابر اين به میزانی که در زندگی مشترک از مسولیتهای خود شانه خالی میکنیم فاصلهها بيشتر ميشود و اختلافات بین فردی افزوده ميگردد.
رو راست بودن
تطبيق گفتار و كردار، و همخواني انديشه و عمل در ضمن اينكه نشان دهنده صداقت فرد يكرنگي فرد را نشان ميدهد زندگي را پايدار ميكند، اعتماد افراد را نسبت به همديگر افزايش ميدهد، مجالي بروز دروغگويي را از بين ميبرد و در نهايت بیاعتمادی ، سوءظن دو رويي و نفاق از و اختلاف از درون خانه زدوده خواهد شد.
فكر قهر كردن را از خود دور كنيم
ضرب المثل است كه تا تلخي نباشد قدر شيريني را نميدانيم اما سعی کنیم تلخي قهر را نچشيم،چون اولين دلگيري و قهر در زندگي، مسلما شروع قهر است اما تضميني وجود ندارد كه آخرين قهر هم باشد. قهر کردن به معناي قطع ارتباط موقتي است اما هيچ پشتوانه منطقي وجود ندارد كه اين قطع ارتباط، «موقتي باشد»، ميگويند كوه از اولين سنگ ريزه ها تشكيل ميشود، بنابر اين سزاوار نيست كه با قهر كردن اولين ريزه سنگ تخريب را به شيشه همدلي بزنيم. به جاي قهركردن تلاش كنيم راهی برای استحكام ارتباط پيدا كنيم.
پس با انتخاب شريك زندگي مناسب، داشتن مهارت ارتباطي، احترام گذاشتن به همديگر، مسئوليت پذيري، صداقت داشتن، و قهرنكردن مي توانيم زندگي آرام، بانشاط و شادابي را در خانه تجربه كنيم.
| چهارشنبه دهم مهر 1387 - [5:38] | دليل استفاده از تنبيه و جانشين هاي تنبيه |
در اينكه چرا برخي از تنبيه در تربيت استفاده ميكنند؟
روانشناسان دو توجيه را يافتند كه هر دو توجيه نمي توانند مجوز
استفاده از تنبيه را بدهند:
1. كساني كه از
تنبيه استفاده مي كنند آموخته اند كه در برخورد با ديگران به داد و فرياد يا كتك
زدن متوسل بشوند به ويژه زماني كه رقيبشان
از لحاظ جسمي از خود شان ضعيفتر است.
2. تنبيه سريعا
رفتار تنبيه شده را متوقف ميسازد و اين پيامد سبب تقويت شخص تنبيه كننده ميشود،
درحالي كه روشهاي مثبت پس از گذشت يك مدت زمان ، و آن هم تدريجا رفتار را كاهش ميدهند،و
اين كار نياز به صبر و شكيبايي دارد كه
معمولا از كساني كه تنبيه را ترجيح ميدهند ساخته نيست.
حال كه
تنبيه پيامدهاي منفي زيادي دارد چه راهكاري به جاي استفاده از تنبيه وجود دارد؟
اسكينر تعدادي روش جانشين براي تنبيه معرفي كرده است: (1) شرايط و مقتضياتي را كه منجر به رفتار نامطلوب ميشوند
مي توان تغيير داد، و بدين وسيله مي توان رفتار را تغيير داد. براي مثال دور
ساختن ظروف شكستني از دسترس كودك سبب خواهد شد كه ديگر كودك ظرفها را نشكند. همچنين ميتوان رفتار نامطلوب را با اجازه دادن
به ارگانيسم كه تا سرحد اشباع يا دلزدگي به آن رفتار ادامه دهد، از بين برد؛ مانند
اينكه به كودك اجازه داده شود تا هرچه ميخواهد شيريني بخورد يا كبريتها را آتش
بزند. اگر رفتار نامطلوبي ناشي از مرحله رشد كودك است مي توان منتظر ماند تا كودك
به سن بالاتر برسد. در اين صورت مشكل خود
به خود برطرف خواهد شد. (2)روش ديگر اين است كه فرصت دهيم تا زمان خود مشكل را حل
كند اما ممكن است زمان خيلي طولاني باشد.
(3)
روش سوم براي جانشيني تنبيه،تقويت كردن
رفتار ناهمساز با رفتار نامطلوب است براي
مثال كودك در حضور كبريت براي درس خواندن تقويت ميشود نه براي آتش زدن كبريت
با اين
وجود بهترين راه براي از بين بردن عادات
نامطلوب ناديده گرفتن آنهاست.
(4)
روش چهارم كه احتمالا بهترين فرايند جانشين براي تنبيه باشد، خاموشي است. اين روش
زمان ميگيرد اما از فراموشي طبيعي خيلي سريعتر اتفاق مي افتد. به نظر ميرسد كه
اين روش خالي از عوارض جانبي نامطلوب است. براي مثال پيشنهاد مي كنيم كه پدر يا
مادر به رفتار نامطلوب كودك خود بي توجهي نشان دهند اگر رفتار كودك به اين دليل
نيرومند ميشود كه به وسيله آن رفتار از پدر يا مادر پاداش دريافت ميكند وقتي اين
پيامد قطع شود رفتار كودك ديگر تكرار نخواهد شد.
به طور
كلي رفتار به دليل اينكه تقويت ميشود ادامه مييابد، اين اصل هم در مورد رفتار
مطلوب درست است و هم در مورد رفتار نامطلوب. براي حذف رفتار نامطلوب بايد منبع
تقويت را پيدا كرد وآن را از ميان برداشت. رفتاري كه تقويت به دنبال نداشته باشد
خاموش ميشود.
| جمعه هفتم تیر 1387 - [22:2] | تنبیه و پیامدهای تربیتی آن |
عوارض نامطلوب ناشي از تنبيه و روشهاي تنبيهي:
1. هرچند تنبيه به طور سريع رفتار تنبيه شده را متوقف ميكند ولي اين توقف به معناي يادگيري زدايي رفتار نيست. در واقع تنبيه عكس تقويت عمل نميكند. تقويت، رفتار تقويت شده را افزايش ميدهد و سبب رفتار تازه ميشود و خزانه رفتار فرد را غني ميكند،اما رفتار تنبيه شده پس از آنكه تنبيه به پايان رسيد همچنان در خزانه رفتاري فرد باقي مي ماند و تازماني كه عامل تنبيه كننده حاضر و ناظر است پنهان ميماند ولي به محض اينكه عامل تنبيه كننده ضعيف شد يا از ميان رفت آن رفتار دوباره ظاهر ميگردد. به عبارت دیگر، تنبيه در دراز مدت بي تأثير است، زیرا صرفا رفتار را واپس ميزند و زماني كه ديگر تهديد تنبيه وجود نداشته باشد نرخ پاسخ به ميزان اولش باز ميگردد .
2. يكي از اين عوارض دگر اين است كه احساس ناخوشايند حاصل از تنبيه در لحظه تنبيه شدن از طريق قانون شرطي شدن با شرايط تنبيهي و شخص و يااشخاص تنبيه كننده تداعي ميشوند و سبب انزجار و نفرت تنبيه شونده از تنبيه كننده و شرايط و موقعيتي كه درآن تنبيه صورت ميگيرد، میشود. بطور مثال، دانش آموزی که در مدرسه تنبیه میشود، از معلم، تنبیه کننده، از کلاس، مدرسه و فضای علمی متنفر شود. پس ارگانيسمي كه تنبيه ميشود ميترسد، و اين ترس به محركهاي مختلفي كه هنگام تنبيه شدن او حضور دارند تعمييم مييابد.
3. مشكل ديگري استفاده از تنبيه اين استكه تنبيه كردن عملي است كه به سرعت توسط ديگران به ويژه كودكان و نوجوانان آموخته ميشود. بنابر اين معلمي كه به تنبيه دانش آموزان ميپردازد به آنها آموزش پرخاشگري ميدهد.
4. تنبيه صدمه زدن به ديگران را توجيه ميكند. وقتي كودكان تنبيه ميشود تنها چيزي را كه مي آموزند اين است كه در بعضي موقعيتها صدمه زدن به ديگران جايز است.
5. پرخاشگري پيآمد ديگر تنبيه است. تنبيه در شخص تنبيه شده نسبت به عوامل تنبيه كننده و ديگران پرخاشگري ايجاد ميكند. اين پرخاشگري ممكن است موجب مشكلات ديگري بشود.
6. کودك با قرار گرفتن در موقعيتي كه بتواند در آن رفتار قبلا تنبيه شده خود را انجام دهد بدون اينكه براي آن تنبيه شود، ممكن است وادار به آنجام آن رفتار شود. بنابر اين در غياب عوامل تنبيه ممكن است فحش بدهند،شيشه بشكنند با بزرگترها بي ادبانه رفتار كنند، به بچه هاي كوچكتر آزار برسانند و غيره. اين كودكان آموخته اند كه در حضور عوامل تنبيه كننده اين رفتارها را واپس بزنند،اما دليل نمي بينند كه در غياب عوامل تنبيه كننده اين رفتارها را انجام ندهند.
7. از عوارض ديگر تنبيه اين است كه اگر اين روشها ادامه يابند شخص تنبيه شده ممكن است سر انجام به تنبيه كننده حمله ور شود.
8. تنبيه به ارگانيسم نشان ميدهد كه چه كار نكند اما اينكه چه كاربكند، ساکت است
حال که تنبیه عوارض نامطلوبی دارد آیا راهکار جایگزین برای آن وجود دارد؟ جواب، در بخش دوم ارائه میشود.
| جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 - [2:4] | به دغدغه های فکری جوان و نوجوان احترام بگذاریم |
به دغدغههای فکری جوان احترام بگذاریم.
پیش نویسه ی مهم :
فرزند وقتی گام در مسیر نوجوانی و جوانی میگذارد، فکر انتزاعی، تحلیل عقلانی در وجود او شکل میگیرد به گونه ای که هر سخنی از بزرگترها را بی دلیل نمیپذیرد ، مادران و پدران به شدت نگران سرنوشت فرزندان شان است که مبادا فرزندش به انحراف و کجروی برود، برخی پدر و مادرها به جای اینکه به صورت عقلانی، منطقی، و باحفظ احترام شخصیت جوان با سؤالات جوانان برخورد کند احیانا بد رفتاری می کنند. برچسب می زنند، این نوع برخورد بزرگترها که نوعا از سر دلسوزی ولی ناآگاهانه صورت میگیرد سبب میشود که جوان در مسیر خود یابی و خود شناسی یافتن جواب، دچار مشکلات جدی تر فکری و شود و احساس کند که بزرگترها درکش نمی توانند، این وضعیت به ضرر رابطه خوب جوان و خانواده تمام میشود، فاصله های بین آنها زیاد تر می گردد. این در حالی است که در روان شناسی ثابت گردیده است که دغدغه داشتن، حس کنجکاوی، تفکر و تدبر در بارۀ رفتارها، اعتقادات، ونگرشها بخشی از تغییراتی رشدی است که در شناخت و باور نوجوان به صورت طبیعی رخ میدهد و این مسئله نباید موجب نگرانی والدین، و اطرافیان را فراهم کند بلکه باید زمینه مهیا شود تا هویت، اندیشه و باورهای جوان شکل بگیرد، زیرا این دوره دورۀ بسیار حساس، هیجان انگیز، همراه با تغییرات شگرف بدنی، فکری، روانی، با اندوخته ها و تجربه های جدید است، مرحلۀ فاصله گرفتن از دیگران، استقلال خواهی و یافتن هویت می باشد. بنابر این شک کردن، وسوسه داشتن، انتقاد کردن، در بارۀ مسائل مهم زندگی برای کسانی که می خواهند خودش را بیابند و اعتقاداتش را از حالت تقلیدگونه به اعتقادات ريشه دار تبدیل کنند، چیزی شگرفی نیست بلکه پدیدۀ عادی در فرایند رشد می باشد.
نکات دقیق مورد توجه
در این مرحله از رشد بسیار به جا خواهد بود که به مسائل زیر توجه کنیم:
1. دوره نوجوان در میانۀ دو دوره بزرگسالی و کودکی قرار دارد به گونۀ که نه کودک دیروز است که هرچیزی را از بزرگترها بپذیرد و نه بزرگسال است بیشتر پدیده ها را خودش به کمک اندوختهها و تحلیل عقلانی بتواند بررسی کند او نوجوان است.
2. به گفته دانشمندان روان شناسی، نوجوان از نظر شناختی می تواند مسائل انتزاعی از قبیل مذهب، اخلاق وسبک زندگیهای متفاوت را بررسی کرده و مورد ارزیابی نظامدار قرار دهد؛ و در ذهن او استدلال منظم شکل می گیرد که امکان مقایسه راه حلهای مختلف برای حل یک مسئله و انتخاب پاسخ بهتر را فراهم میآورد. محتوای فکر گسترش و عمق می یابد.[1] اما با وجود تمام پیشرفت فکری، و شکل گیری تحلیل و قضاوت، نوجوان هنوز از نظر ثبات و قدرت فکری بازهم در حال گذار از مرحله کودکی به بزرگسالی است. قدرت درک و قضاوت او تا جایی گسترش و عمق نمی یابد که انعطاف پذیر، باز، همه جانبه نگر، و سازگار شونده باراههای جدید باشد. به عبارت دیگر، نوجوان رشد یافته به پختگی نمی رسد که به استدلال های خود جنبه شخصی و اختصاصی بدهد و برای حل مسائل مبهم و پیچیده از تجربه های شخصی و تمام نظام روانشناختی خود ( منطق، انگیزشها و ارزشها و دریافتهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ) کمک بگیرد. پس شک کردن در برخی اصول زندگی مقدمۀ برای شناخت بیشتر و عمیق تر آنهاست و جای نگرانی نیست بلکه باید باشد.
نوجوانی دورۀ هویت یابی
شروع جوانی از این نظر بسیار مهم است که دوره هویت یابی است. در این زمان است که سؤال اساسی فرد در مورد «هویت خود» (من کیستم)مطرح می شود. باید این سوال حل شود، شخص باید «خود انگارۀ» با معنایی را شکل دهد که علاوه بر پیوستگی و ارتباط باگذشته، یک جهت گیری نسبت به آینده را هم شامل شود. اریکسون می گوید: « شکل گیری و پذیرش هویت فرد، تکلیف کاملا دشوار و اضطراب زاست که در آن نوجوان باید نقشها و ایدئولوژیهای مختلف را برای انتخاب مناسبترین آنها تجربه کند و بیازماید. افرادی که ازاین مرحله با یک احساس هویت قوی بیرون می آیند، آماده هستند تا با یک احساس بسط یافته از اطمنان به خود و اعتماد به نفس با بزرگسالی آتی خود رو به رو شوند. در این سنین، گروههای اجتماعی که نوجوان با آنها همانند سازی می کند، بسیار تأثیر گذارند. این گروهها می توانند رشد مطلوب هویت فرد را تحت تأثیر قرار دهند.»[2] بنابر این گزینش دوست و الگوهای دینی و یا انتخاب سرمشقهای غیر دینی و از هر قشری تأثیرات ناخود آگاه دارند به نحوی که رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد.
3. نوجوان و جوان همانطور که زمینه های پیشرفت برایش فراهم است و در مسیر خود شناسی، خدا شناسی قرار میگیرد. همانطور که پله های زندگی را به راحتی و انرژی جوانی سپری می کند. به تفکر کردن، و استفاده از مشاوره افراد دلسوز، مهربان و آگاه بسیار نیاز دارد تا در مسیر یافتن خودش در معرض سقوط قرار نگیرد.
جوان چگونه می تواند به خودش کمک کند ؟
برای اینکه جوان در مسیر درست خودیابی و حقیقت شناسی قرار گیرد، برای اینکه باورهای اساسی در وجود نوجوان نهادینه شود و برای اینکه از نظر تربیتی بهنجار محسوب گردد به گونه زیر عمل میکند.
1. علم اندوزی: نوجوان و جوان به صورت یک وظیفه اصلی به تحصیل علم میپردازد. علم افزایی و کسب دانایی، ارزشمند ترین گوهری است که می توان به دست آورد و در مسیر هدایت زندگی استفاده کرد. دانایی ابزار مهم توانایی در زندگی است. بنابر این خواندن کتابهای دینی راه افزایش دانش در مسیر اعتقادات است. انسان فاقد آگاهی، قادر نخواهد بود که تکالیف الهی خود را بشناسد به آن به صورت درست عمل کند و در نتیجه شاید نتواند معنی زندگی را در یابد.
2. تفکر: تحصیل علم استفاده از تفکر دیگران است که در صفحه کتاب و غیره مکتوب می باشد اما در فرایند زندگی و موقعیت های مختلف، تفکر شخصی، است که می تواند راهکار ارائه کند. به عبارت دیگر هرچند علم اندوزی قدرت تفکر انسان را بالا می برد اما تفکر راهنمایی مناسب در هر فرصت و موقعیت جدید است که تا بهتر بتواند حوادث، و مشکلات را بررسی و تحلیل کند و از پس آنها به نحو شایستهای برآید.
3. ایمان: منظور از ایمان اعتقاد قلبی به آفریننده جهان، و دستورات و فرامین او توأم با تسلیم به آنها می باشد.هرچه ایمان قوی تر باشد ظهور و بروز آن در ابعاد بیشتری در وجود انسان تجلی می کند.[3] بنابراین کسی که در امور زندگی خدا را مد نظر قرار دهد اعتماد به نفسش بالا میرود و نیروی قویی به دست میآورد که همواره پشتیبان اوست.
عمل مثبت. انجام عمل مثبت همواره موجب آسانی و تقویت موضع فرد میشود به گونه ای که در قرآن اعمال نیک موجب رشد وتکامل و موجب شکوفایی استعدادهای نهفته مؤمنان معرفی می شود.[4]
خوب است بدانیم که آموزه های دینی هم عمل خوب در علم و ایمان تأثیر بسیار دارد. بنابر این بهترین عمل این است که اعمال و تکالیف دینی را انجام دهیم و دیگران را به کارهای شایسته تشویق کنیم و از کارهای ناپسند باز داریم. عمل کردن به وظایف الهی ضمن اینکه انگیزه پیشرفت، را تقویت می گرداند، و احساس وجود خدا در زندگی تجربه میشود، اصل ایمان، نگرش، و تعهد دینی را هم افزایش می دهد. بینش شخصیی انسان را توسعه می دهد و موجب می شود در تحولات مهم زندگی گزینه های درست را با توکل و اعتماد گزینش نماید و به اهداف خود برسد.
پس در یک جمع بندی نتیجه میگیریم: همۀ ما بدانیم که هرچند دوران حساس جوانی دورۀ غلیان تفکر و اندیشیدن می باشد، اما چون که بنیه های اساسی آن هنوز ثبات نیافته، در معرض اشکالات بی شماری قرار می گیرد. و اگر کمک کنیم که جوان به دانش افزایی، فکر کردن، انجام کارهای نیکو بپردازد و در کارهایش خدا را به یاد داشته باشد می تواند راه پیشرفت دینی، عقلانی، اخلاقی، اجتماعی، و غیره را با موفقیت طی خواهد و به اهدافش برسد.
| چهارشنبه هشتم اسفند 1386 - [13:36] | کنترل بر زمان زندگی |
زندگی سرمایه ای است که پر بها، که ارزش آن را نمی
توان با هیچ چیزی دیگری سنجید، بهایی زندگی کردن با پرداخت هزارم ثانیه های عمر
آغاز می شود. به عبارت دگر، « وقت» گرانبهاترین چیزی که هرکس دوست دارد همه چیز شان را بدهد تا
لحظهی زنده بماند و زندگی کند. برای اینکه از وقت خود بتوانیم خوب استفاده کنیم
چه باید بکنیم؟ نظارت شخصی یا self monitiring یکی از برنامههای بسیار
مفیدی می باشد که هرکس، می تواند نسبت به زمانش کنترل داشته باشد و به کارهای که بیاهمیت
یاکم اهمیت، زمان کمتری را بدهد. فرصت بیشتر را اختصاص به کارهای مهمتر بدهد.
هدف در این نوشته به جوانان، و همۀ کسانی قدر عُمر
شان را می دانند به شکلی یاری شود با نگاه
عمیق تر و دقیق به اعمال خود در طول شبانه روز، بتوانند کارهای شان بر اساس زمان
به مهم و مهمتر تقسیم بندی کنند و برای غیر مهم وقت خودشان را هدر ندهندهدف دوم کمک
به برنامه ریزی بهتر برای زندگی و آینده قشنگ تر است
وسیله مورد نیاز
در روی کاغذ جدولی به شکل جدول زیر رسم می کنیم
کارها در سمت جدول و روزهای هفته را در سمت دیگر جدول می نویسیم.
روش اجرا
کارهای مهم زندگی مانند خواب، تغذیه، درس و مطالعه،
کار، تفریح، استراحت، ورزش، و... را در جدول قرار می دهیم و هر روز آخروقت یا در
فرصت مناسب زمانهای که برای هریک مصرف شده را در جدول ثبت می کنیم این کار را تا
دو هفته انجام می دهیم بعد از یک هفته تک تک زمان ها را جمع می کنیم و تقسیم بر
هفت روز هفته می کنیم میانگین وقت مصرف شده را به دست می آوریم.
جدول شماره 1 نمونۀ ثبت رفتارهای روزانه نویسنده
وبلاگ
|
میانگین |
جمعه |
پنج شبنه |
چهار شنبه |
سه شنبه |
دوشنبه |
یکشنبه |
شنبه |
روزها |
|
8.28 |
2 |
6 |
10 |
11 |
8 |
11 |
10 |
مطالعه |
|
1/3 |
4 |
3 |
2 |
2 |
3 |
30/2 |
2 |
تغذیه |
|
14/1 |
3 |
1 |
40 د |
40 د |
40 د |
1 |
1 |
رفت وآمد |
|
32/1 |
1 |
3 |
1 |
1 |
30/1 |
1 |
1 |
تفریح |
|
28/6 |
8 |
7 |
7 |
6 |
7 |
6 |
7 |
خواب |
|
28/1 |
1 |
2 |
1 |
2 |
1 |
1 |
1 |
عبادت |
|
33 د |
1 |
15د |
20 د |
15د |
15د |
15د |
15د |
ورزش |
|
57
د |
1 |
1 |
1 |
50د |
1 |
50 د |
1 |
نظافت |
|
09/1 |
3 |
45 د |
1 |
15د |
1.35 |
20د |
45 د |
غیره |
نتیجه
یکی از نتایج مهم نظارت شخصی این است که بنگریم کدام گزینه
ها زمان بیشتری را گرفته است که در این صورت. مثلا تغذیه وقت بیشتری را در بر گرفته است. باتوجه به اینکه در ایام تحصیل
قرار داریم و میانگین هشت ساعت برای درس در 24 ساعت بسیار کم است و دست کم مطالعه
مفید در روز برای یک محصل 12-14 ساعت لازم است. درینصورت تلاش شود برای برنامه های
دگر کمترین وقت داده شود.
| جمعه پنجم بهمن 1386 - [13:54] | ویژگیهای شخصیتی انتخاب همسر |
ویژگیهایی شخصیتی همسر یکی از دغدغه های اساسی ما، بخصوص جوانان و خانواده های که فرزند جوان در خانه دارند مسئله انتخاب همسر می باشد. باتوجه به اینکه با ازدواج کردن خانواده تشکیل می شود، خانواده بستر مناسب فراهم می کند تا همه نیازها برآورده شود و انسان سالم پرورش یابد. بسیار مهم و مناسب است که به این مسئله توجه شود. در اهمیت خانواده پیامبر فرمود:«هیچ خانهای، هیچ بنایی آبادتر، با فضیلت تر از آن خانهای نیست که با ازدواج آباد شود.» صفات و ویژگیهای مهم شخصیتی همسر را می توان در چند طبقه دسته بندی کرد: 1. صفات جسمانی. مانند سلامت، فرزند آوری، زیبایی های ظاهری مانند زیبایی چهره و اندام. 2. صفات روان شناختی مانند هوشمندی در حد مناسب و صفات اخلاقی، حالات رفتارهای مناسب مانند فروتنی در برابر همسر، نرم خویی، امانت داری، مهربانی و عشق به همسر و فرزندان. 3. تواناییهای در ابعاد اقتصادی مانند مهارت های ویژه در اداره خانه، کم بودن مهریه، هزینه ازدواج، و سایر مخارج شخصی، و یاری کردن مرد در مسائل زندگی. 4. صفات دینی که در اعتقادات به اموری مانند ایمان به خداوند و زندگی پس از مرگ، دینداری، و تکیه و توکل بر خداوند در مشکلات زندگی، توصیه همدیگر به صبر، تقوا و دوری از گناهان، رعایت عفاف و پوشش شرعی، دوست داشتن پیشوایان دینی و پیروی ازآنها. 5. شرایط اجتماعی و فرهنگی که تشابه و همسانی و همتایی داشته باشند. مهمترین ملاک های ازدواج ازدواج بیش از اینکه یک رسم اجتماعی باشد یک سنت الهی است، کسی که می خواهد از سنت الهی پیروی کند دست کم دو ملاک مهم را در نظر بگیرد: 1. ایمان و باورهای دینی در حد مناسب . براساس تعالیم اسلام ایمان و باورهای صحیح و در حد مناسب مهم ترین ویژگی لازم برای همسر محسوب می شود. این شرط را می توان یک ملاک مطلق دانست که در همه شرایط زمانی و مکانی، برای یک همسر مناسب ضروری است. اما چگونه می توانیم نسبت به ایمان کسی اطمنان پیدا کنیم؟ از «عمل و رفتار» فرد می توان فهمید که چقدر ایمان دارد، عمل خوب تنها نماز و روزه نیست، عمل خوب امانت داری، مسئولیت پذیری، راستگویی، وفای به عهد است.امام صادق(ع) می فرمایند: دینداری افراد را فقط با نماز و روزه و پارۀ از مراسم مذهبی نمی توان کشف کرد، زیرا این قبیل امورکارهای سادۀ هستند که انسان به تدریج به آنها عادت می کند. بلکه دینداری را به وسیلۀ امانت داری، وفای به عهد، اجتناب از مال حرام، درست کاری و تقیّد به امر به معروف و نهی از منکر و رعایت حقوق دیگران و اجتناب از ظلم و تعدی میتوان تشخیص داد. بنابر این اگر کسی به عنوان خواستگار آمد که رفتارش نشان داد اهل خلاف نیست، هنجارهای اجتماعی را رعایت می کند . می توان گفت چنین شخصی معیار دینداری را دارد و برای ازدواج کردن از نظر دینداری، کفایت می کند. 1. دومین ملاک مهم، حُسن خٌلق است. مراد از حُسن خُلق در اینجا، رفتارها، و تعاملهای مناسب در زندگی، سازگاری و مدارا با افراد است. اساس زندگی زناشویی، سازگاری، تفاهم، و همکاری است که این امور فقط در پرتو حسن خلق فراهم می شود. دانشمندان علم اخلاق برای کسانی که اخلاق دارند دو معیار تعیین کرده اند: یکی ارزشمندی و دیگری مسئولیت پذیری است. یعنی اگر فرد مورد نظر، از خانواده اصیل و با شخصیت باشد از کارهای خلاف، کارهای پست مانند دزدیدن اموال دیگران،بیزار باشد ارزشمند است. بنابر این با اخلاق است. هم چنین اگر خواستگار مسئولیت پذیر باشد یعنی در قبال کاری که می کند معتقد باشد که باید به خدا جواب پس دهد، اگر پولی را از دوستانش قرض می گیرد و یا امانتی در دست خود دارد، تلاش می کند که در سر وقت به صاحبش برگرداند چنین شخصی بااخلاق است. نتیجه : با چه کسی ازدواج کنیم؟ پیامبر اسلام فرمود « اگر کسی برای خواستگاری نزد شما آمد که خُلق و دینش را میپسندید با او ازدواج کنید اگر به این دستور عمل نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.» فرصتها و واقعیت ها را در نظر بگیریم: با توجه به معیارهای اساسی برای انتخاب همسر یعنی ایمان، اخلاق، در نظر بگیریم که دورۀ جوانی انسان کوتا است، اگر بخواهیم از فرصت های زندگی بهرهگیریم و خود را به ساحل آرامش در سایه ازدواج برسانیم، اگر بخواهیم به نیازهای روحی روانی، و فطری و غریزی خود پاسخ دهیم، اگر می خواهیم از طوفان آفات جوانی به کرانه آرام و به رو به تکامل استعدادهای نهفته، لنگر اندازیم، سنت الهی ازدواج را در سالهای آخر جوانی نیندازیم.
| جمعه پنجم بهمن 1386 - [13:43] | دوست باشیم |
انسان به گونه ای آفریده شده است که مجبور است در جمع زندگی کند زیرا او نیازهای بسیاری دارد که تا در جمع زندگی نکند برآورده نمی شود. نیازهای جسمانی، نیازهای شناختی، نیازهای عاطفی، نیازهای اجتماعی از مهمترین نیازهای می باشند که تنها در زندگی جمعی و داشتن تعامل و روابط اجتماعی میسر است. بنابر این، یکی از ضروریات زندگی رفاقت و داشتن روابط دوستانه و صمیمانه است.
اصل ارتباط در زندگی بسیار ضروری است زیرا بدون ارتباط هیچ نوع سخن، فهم، شادی، غم، و هیچ پیام و نیازی را نمی توان به دیگران انتقال داد. همچنین، آنچه را که می خواهید نمی توانید بدون بر قراری ارتباط به دست آورید. داشتن روابط دوستانه و یافتن دوستان خوب مهارت است. به عبارت دیگر دوستی و رفاقت ارتباط انسانی تر فهمیده تر، صمیمی تر، بی ریا تر، صریحتر و عینی تر است؛ کسی که آرزو دارد در زندگی شخصی، خانوادگی، و اجتماعی خود موفق ترباشد، سالمتر زندگی کند، و آرامش بیشتر داشته باشد، تلاش می کند که دوستانی بیشتر و بهتر پیدا کند و آنها را نگه دارد. بنابر این، خِرد انسانی حکم می کند که داشتن دوستان بیشتر یکی از مزیتها، هر فرد است. پیامبر (ص) می فرمایند «مودت، محبت و نیکی کردن با مردم نیمی از خِرد است».
برخی از روان شناسان معتقدند که انسان، نیازهای گوناگونی دارد، برخی نیازها، نیاز اولیه است مثل گرسنگی و تشنگی، برخی نیازها هستند مثل نیاز به امنیت، احساس تعلق داشتن، و عزت نفس، که شدت نیازهای اولیه را ندارد اما نیاز است و اگر برآورد نشود به خود شکوفای و کمال فرد صدمه می زند. بنابر دیدگاه آنان در اجتماعی که بین افراد عشق، دوست داشتن، ودوست داشته شدن از بین برود، هویت و عزت نفس از بین خواهد رفت. در نتیجه از خودشکوفایی باز خواهد ماند و بهداشت و سلامت روانی به مخاطره خواهدافتاد. پس اگر شخص بخواهد به درجه بالای کمال انسانی یعنی به خود شکوفایی برسد باید روابط دوستانه و سالم با تعدادی بی شماری از انسانها بر قرار کند اگر بخواهد سالمتر زندگی کند و استعدادهای پنهانش بالنده شود، به پیوند دوستانه با دیگران نیاز دارد.
2. ضرورت روابط بر اساس ایمان
در اسلام روابط اعم از رابطه دوستی باید بر اصول روابط ایمانی باشد، زیرا در روابط ایمانی ضمن اینکه روابط انسانی رعایت می گردد، تعامل انسانی بر اساس آموزه های دینی شکل می گیرد، خوشبختی هر دو جهان را به دنبال دارد. اساسی ترین اصولی که اسلام برآن تأکید می کند، عبارتند از: اصل ولایت و محبت، اصل اخوت، اصل مسئولیت اجتماعی، اصل همیاری در صبر، اصل روابط متقابل، اصل مشورت و نصیحت، اصل توصیه های اخلاقی، اصل اخلاص و ایثار.
محبت و مودت: در قرآن همه انسان ها را سفارش به محبت کرده است که مردان و زنان مؤمن بعض شان، اولیاء بعض شان هستند..
اخوت: اصل دوم ایمانی اخوت، برادری است. برادری ویژگیهای مهم دارد که ممکن است در روابط بین دو دوست نباشد. یعنی برادر ضمن اینکه دوست خوب است برادر هم است اما دوست خوب ممکن است برادرگونه نباشد. به همین دلیل اسلام، مسلمانان را برادر وخواهر می داند. در قرآن می فرماید همانا کسانی که ایمان آورده اند برادراند.انمالمؤمنون اخوه.
ملاک قطع ارتباط:
در اسلام دو ملاک مهم ایمان و تقوا را معیار دوستی و عدم دوستی معرفی می کند.
1. ایمان .مهمترین ملاکهای که قرآن برای نداشته ارتباط معرفی میکند ملاک ایمان است یعنی کافران و مشرکان هرچند خویشاوندان مؤمن باشد اگر ایمان و دینداری را به باد انتقاد و تمسخر می گیرند شایسته دوستی نمی داند و می فرماید: «ای گروه باایمان کسانی را که از اهل کتاب و کافران دین شما را به تمسخر گرفته و یا بازیچه قرار داده اند دوستان خود نگیرید و از خدا بترسید اگر ایمان دارید.».
امام صادق (ع) می فرمایند: با اهل بدعت و ضلالت، مصاحبت و مجالست نکنید مبادا در نظر مردم فردی از آنان بشمار آیید.
2. تقوی: ملاک مهم دیگر ارتباط با دیگران، تقوا است رسول اکرم (ص): اسعدُ الناس من خالط کرام الناس. سعادتمند ترین مردم کسانی هستند که با افراد با کرامت معاشرت می کنند. کرامت هم در تقوا است : ان اکرمکم عند الله اتقی کم.[1][1][14] امام علی (ع): «روانیست که مرد مسلمان با فاجر، احمق، و دروغگو طرح برادری بیفکند.».
عوامل ثبات دوستی
چند ویژگی کلیدی اگر در دوستی ها رعایت شود، رفاقت بادوام خواهد ماند:
یک. صداقت: منظور از صداقت داشتن این است که ظاهر و باطن او یکی باشد. دوست در زبان عربی به معنای صدیق است. صدیق کسی است که رفتار و گفتار و نیت شان مطابق باهم باشد و دوگونه و دوگانه نباشد. در واقع کسی که صداقت دارد از خود آگاهی دارد، خودش را پذیرفته و خودش را بیان می کند.
دو. پذیرش: یعنی شخص را با تمام خوبی ها و بدیهایش بپذیرد. و اگر عیبی و نقصی دارد دوستانه تذکر دهد. زیرا امام معصوم علیهم السلام فرمود بهترین دوست من کسی است که عیبهای مرا به من هدیه کند.
سه. احترام بگذارد، هرکس در زندگی شخصی، حوزه خصوصی دارد که سعی نشود در آستان حریم خصوصی با کنج کاوی و
چهار. صمیمیت: منظور از صمیمیت ارتباطی گرم عاطفی و مثبت با افراد دیگر است. فرد آرزو دارد به وی توجه شود و ارزشمند تلقی گردد. .
پنج. همدلی : همدلی عبارت است از توان درک دیگری به همان شکل که او خودش ر ادرک می کند. فرد همدل می تواند در جلد فرد دیگری فرو رود و جهان را از دریچۀ چشم او ببیند.
راههای سادۀ افزایش دوستی در کلام معصومین:
الف) خوشرویی و لطافت کلام: شیرین زبانی و خوشرویی راه افزایش دوستی است. امام علی(ع): والبشاشه حبالت الموده. خوشرویی دام محبت است.
ابراز دوستی: امام صادق : هرگاه کسی را دوست می داری وی را از دوستی خود آگاه کن چرا که این عمل عامل ثبات محبت بین شما می شود. ازا احببت رجلا فاخبره بذالک فانه اثبت للمودت بینکما.
حدیث پایانی: « همنشین خوب از تنهایی بهتراست و تنهایی از همنشینی با افراد بدکار بهتر است.»
| جمعه پنجم بهمن 1386 - [13:35] | تنها به سه گام در مسیرخوشبختی قرار می گیریم |
این ادعای بسیار بزرگی است که تنها با سه گام می توان خوشبختی را در کام چشید اما اگر، این سه گام را برداریم به جرأت و اطمنان می گوییم که در مسیر خودشکوفایی قرار داریم و کافی است ادامه دهیم، تا تجربه های بیشتری از خوشبختی را حس کنیم.
1. داشتن نگرش مثبت :
اولین و اساسی ترین قدم این است که برداشت ذهنی خودمان را نسبت به ناتوانی و کمبود برطرف کنیم. به عبارت دیگر اگر فکر می کردیم که نمی توانستیم، باید نتوانستن را از نظر فکری و روانی به توانستن ها تبدیل کنیم. پس نسبت به همه کس و چیز با نگرش مثبت بیندیشیم. نگرش مثبت در شعرسهراب به خوبی می توان دید: گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد... چشم ها را باید شست. جور دیگر باید دید. یعنی اولین قدم برای سازگاری و رسیدن به هدفهای بلند زندگی این است که همه چیز را زیبا ببینیم.
2. هیجان مثبت:
به دنبال نگرش مثبت، سعی کنیم هیجان مثبت مثل شادی خوشنودی را پرورش دهیم و با آنها زندگی کنیم، در رفتارهای اجتماعی و روابط خود از آن بهره گیریم .زیرا هیجان مثبت توجه ما را به محیط فیزیکی و اجتماعی گسترده تر آگاه می کند و زمینه خلاقیت را آماده می کند و فرصت های را در اختیار مان می گذارد.اما اگر هیجان منفی مانند مانند خشم و ترس داشته باشیم. خشم و ترس به ما می گویند که خطر دارد کناره بگیر، فرارکن، خطر نزدیک است باخشونت و خشم برخورد کن درحالی خشم و یا ترس هردو بازی باخت- باخت است و به سلامتی آسیب می زند. سلیگمن( از نظریه پردازان روان شناسی) می گوید: هیجان مثبت همیشه انسان را به آینده وصل می کند، مؤلفه های اساسی هیجان مثبت خوش بینی، امید، اعتماد، ایمان و اعتقاد می باشد. پس قدم دوم این است با همه کس با شادابی، محبت، و لبخند رو برو شویم و حتی به مشکل لبخند زنیم. یقین داشته باشیم که همه چیز بر طبق هدف پیش خواهد رفت.
3. به زندگی معنی دهیم :
نکته بسیار مهم و اساسی توجه کردن به معنی زندگی است. سعی کنیم به زندگی معنی بدهیم، معنا دادن به زندگی بسیار گسترده است برای روشن شدن این مفهوم مثال می آورم کودکی را در نظر بگیرید قبل از مکتب رفتن معنای «الف».و«ب» را نمی فهمد و تنها آنها را به صورت علایم نا شناخته و رنگ می بیند اما بعد از مدرسه رفتن به وسیله دو حرف«ا .ب» کلمات مثل«بابا» «آب» را درست می کند و به آنها معنی می دهد. معنی دادن به زندگی به این است که همه چیزهای زندگی را می توان عالی تفسیر کرد وخود را در کالبد جسمی و روحی دارای مجموعۀ استعدادهای بی پایان، توانایی های کم نظیر و نمادی از تلاش، زیبایی، بردباری، اعتماد، یافت. مجموعۀ از استعدادهای که خداوند حکیم در وجود هر فرد، به امانت گذاشته تا «خود» را به شکوفایی و کمال برساند و در راه رسیدن به اوج موفقیت با بردباری، درایت، و توکل به خداوند تلاش کند بنابر این توجه کنیم که انسانیت، مدارا، سیرت نیکو از پدیده های معنوی ماندگار است که احترام، شخصیت، اعتماد به نفس را به دنبال دارد. و در نتیجه، هیچ چیزدیگری باارزش های انسانی و معنای زندگی برابری نمی کند.پس نگاه مثبت ، هیجان مثبت، و هدف داشتن سه کلید مهم شاد زیستن، و خوشبختی است.
| جمعه پنجم بهمن 1386 - [13:27] | پوزش از دوستان |
سلام و ارادت خدمت تمام دوستان عزیز که در مدت کوتاه حیات قطرات معارف روان شناسی ابراز لطف کردند متاسفانه وبلاگ قطرات معارف از دستم خارج و تا کنون نتیجه هم نگرفتم به همین دلیل از دوستان پوزش خواسته دعوت می کنم به وبلاگ جدید تشریف بیاورند.
آرشیو مطالب
آذر 1387
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
سایت نوید صبح
لینک روزانه
نویسنده وبلاگ
حمیداله شریفی
خروجی وبلاگ